-----------------------------------------------------------احسان
انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی اسفند امسال در کشور برگزار می شود. فعالان اجتماعی و سیاسی ایران (از هر گروه و دسته) باور دارند که ترکیب مجلس، علیرغم محدودیت های قانون گذاری مصرح در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ( نظیر شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام) می تواند به عنوان یکی از ارکان تاثیر گذار کشور، نقش مهمی را در تصمیم گیری ها و نظارت ها ایفا کند.
با وجود شرایط پیچیده و غیرمنصفانه ای که در این دوره انتخابات برای نامزدی مجلس شورای اسلامی وضع شده است و خیلی ها را از ورود به مجلس منع می کند، اما وزن فکری سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مجلس آینده می تواند تا حدی پیش بینی کننده دولت دهم باشد. به همین روست که انتخابات مجلس آینده از اهمیت بسیاری برخوردار است.
این نوشتار به رفتار شناسی مردم ایران می پردازد. مردمی که اگرچه کشورشان نام «جهان سومی» را یدک می کشد، اما این روزها رفتار و منش دولتمردانش تیتر نخست بسیاری از رسانه های جهان شده است.
بررسی تاریخ معاصر ایران، از ابتدای مشروطه تاکنون -که حق انتخاب برای مردم ایران به رسمیت شناخته شد - نشان می دهد که غالب رفتارهای مردم ایران فاقد یک برنامه ریزی مدون و منظم بوده است. در نگاهی عمیق تر به رفتارهای اجتماعی مردم ایران، دیده می شود که فعالیت های گروهی و جمعی غالبا به شکست منجر می شود. بسیاری بر این باورند که ایرانیان توانایی فعالیت های گروهی و جمعی ندارند. به راستی چرا!؟ جامعه شناسان بسیاری بر این باورند که «خود محوری» یا «خود مداری» یکی از ویژگی های بارزی ایرانیان است. ریشه استبدادی و دیکتاتوری نیز که در ایرانیان دیده می شود بیشتر ناشی از این همین ویژگی هاست.
در جامعه ی امروز نیز که کشورهای صنعتی، دنیا را به سوی مدرنیته سوق می دهند، با وجود اینکه مشارکت عمومی مردم در اداره ی کشورها – بخوانیم دموکراسی- اصلی پذیرفته شده است، اما گویی ایرانیان هنوز به این باور نرسیده اند که تنها راه زندگی بهتر، پذیرش قواعد دموکراسی و حق تعیین سرنوشت است.
روشنفکران ایرانی نیز که همواره در اقلیت بوده اند و همیشه نیز از ابزارهای تاثیر گذار آگاهی بخشی به دور بوده اند، تا آن جا که توانسته اند بر این حق تاکید کرده اند. نمونه ی معاصر آن این جمله معروف مهندس بازرگان نخست وزیر دولت موقت است: «حق دادنی نیست، گرفتنی است». تاکید بسیار وی و همفکرانش و شاید بسیاری دیگر بر «حق مردم بر تعیین سرنوشتشان» شاید هیچ گاه آنگونه که می خواستند برآورده نشد. امروز هم بسیاری با کمک از این آیه ی قرآن، ملت ها را شایسته همان حکومتی می دانند که بر آنها حکمرانی می کند.
این روزها بین سیاستمداران ایران بحث ها و گفتگوهای فراوانی درباره ی «حزب» و «تحزب» مطرح است که موافقان و مخالفانی دارد. عمده مخالفان تحزب را روحانیونی تشکیل می دهند که بر مبنای باورهای دینی معتقدند حزب فقط یکی است و آن «حزب الله» یا «حزب خدا» است و هر مسلمانی باید عضوی از حزب الله باشد.
اما خوشبختانه هستند افرادی از گروه موسوم به محافظه کاران ( که امروزه در دایره ی بزرگ اصولگرایی جا گرفته اند و از مدعیان سنتی دین داری نیز هستند) که از موافقان و طرفداران پر و پا قرص تحزب هستند. ( محمد نبی حبیبی دبیرکل حزب موتلفه اسلامی: با مخالفان تحزب مخالفيم ).
با وجود شرایط پیچیده و غیرمنصفانه ای که در این دوره انتخابات برای نامزدی مجلس شورای اسلامی وضع شده است و خیلی ها را از ورود به مجلس منع می کند، اما وزن فکری سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مجلس آینده می تواند تا حدی پیش بینی کننده دولت دهم باشد. به همین روست که انتخابات مجلس آینده از اهمیت بسیاری برخوردار است.
این نوشتار به رفتار شناسی مردم ایران می پردازد. مردمی که اگرچه کشورشان نام «جهان سومی» را یدک می کشد، اما این روزها رفتار و منش دولتمردانش تیتر نخست بسیاری از رسانه های جهان شده است.
بررسی تاریخ معاصر ایران، از ابتدای مشروطه تاکنون -که حق انتخاب برای مردم ایران به رسمیت شناخته شد - نشان می دهد که غالب رفتارهای مردم ایران فاقد یک برنامه ریزی مدون و منظم بوده است. در نگاهی عمیق تر به رفتارهای اجتماعی مردم ایران، دیده می شود که فعالیت های گروهی و جمعی غالبا به شکست منجر می شود. بسیاری بر این باورند که ایرانیان توانایی فعالیت های گروهی و جمعی ندارند. به راستی چرا!؟ جامعه شناسان بسیاری بر این باورند که «خود محوری» یا «خود مداری» یکی از ویژگی های بارزی ایرانیان است. ریشه استبدادی و دیکتاتوری نیز که در ایرانیان دیده می شود بیشتر ناشی از این همین ویژگی هاست.
در جامعه ی امروز نیز که کشورهای صنعتی، دنیا را به سوی مدرنیته سوق می دهند، با وجود اینکه مشارکت عمومی مردم در اداره ی کشورها – بخوانیم دموکراسی- اصلی پذیرفته شده است، اما گویی ایرانیان هنوز به این باور نرسیده اند که تنها راه زندگی بهتر، پذیرش قواعد دموکراسی و حق تعیین سرنوشت است.
روشنفکران ایرانی نیز که همواره در اقلیت بوده اند و همیشه نیز از ابزارهای تاثیر گذار آگاهی بخشی به دور بوده اند، تا آن جا که توانسته اند بر این حق تاکید کرده اند. نمونه ی معاصر آن این جمله معروف مهندس بازرگان نخست وزیر دولت موقت است: «حق دادنی نیست، گرفتنی است». تاکید بسیار وی و همفکرانش و شاید بسیاری دیگر بر «حق مردم بر تعیین سرنوشتشان» شاید هیچ گاه آنگونه که می خواستند برآورده نشد. امروز هم بسیاری با کمک از این آیه ی قرآن، ملت ها را شایسته همان حکومتی می دانند که بر آنها حکمرانی می کند.
این روزها بین سیاستمداران ایران بحث ها و گفتگوهای فراوانی درباره ی «حزب» و «تحزب» مطرح است که موافقان و مخالفانی دارد. عمده مخالفان تحزب را روحانیونی تشکیل می دهند که بر مبنای باورهای دینی معتقدند حزب فقط یکی است و آن «حزب الله» یا «حزب خدا» است و هر مسلمانی باید عضوی از حزب الله باشد.
اما خوشبختانه هستند افرادی از گروه موسوم به محافظه کاران ( که امروزه در دایره ی بزرگ اصولگرایی جا گرفته اند و از مدعیان سنتی دین داری نیز هستند) که از موافقان و طرفداران پر و پا قرص تحزب هستند. ( محمد نبی حبیبی دبیرکل حزب موتلفه اسلامی: با مخالفان تحزب مخالفيم ).